مرا به من بسپار ( از شیون فومنی )

این شعر زیبا از شیون  فومنی را به دوستان عزیزم جناب مهرداد آبکناری ، جناب استاد فرامرز شکوری و جناب جاوید پور هادی عزیز تقدیم می دارم :

 

سفر ترا به سلامت,مرا به من بسپار

مرا به لحظه بدرود خویشتن بسپار

غرور شعر مرا پیش پای آتش ریز

به داغگاه دلم حسرت سخن بسپار

مرا که دورترین شاخه ام بهاران را

به خاک فاجعه,عریان و بی کفن بسپار

سرود تلخ مرا ای صلابت تاریخ!

به ذهن نارس این عصر دلشکن بسپار

شبانه کوچ کن از سرزمین لالائی

مرا به خوابگه سرد یاسمن بسپار

چو عطر پونه به دامان آسمان آویز

مرا به غربت پهناور دمن بسپار

دل مرا که پر از نوحه ی پریشانی ست

به قمریان جدا مانده از چمن بسپار

به کوچه های تهی مانده از ستاره ام,هر شام

دوباره مست و غزلخوان و گامزن بسپار

ز خط خاطره ام بگذر,ای طلائی رنگ

سفر ترا به سلامت_ مرا به من بسپار

/ 4 نظر / 22 بازدید
جاوید

واقعا زیباست . دست مریزاد بخاطرانتخابت

مهرداد آبکناری

کاس آقای عزیز، سلام برقرار بمانی. نکته اینجاست که مناسبت این شعر زیبا که برای حوالی خاصی سروده شده را متوجه نشدم. همانگونه که میدانید، کوششهای اجتماعی، سنت و روال خاص خودش را دارد. برای بوجود آوردن یک یک نگاه تازه و یا یک سنت پویا باید خون دلها به جان بپذیرفت. حاصل کار، در لباس یک فرهنگ یا رویدادی متبلور می شود که کسی آنهمه خون دل خوردنها را بیاد نخواهد داشت. زودرنجی و یا قلدری و تهدید در آن حوالی کودکانه به چشم می آید که ندانسته آن می گوید که نمی بایست. مادام زندگی جریان دارد، این کشاکش هم همچنان باقی خواهد بود. مهم این است که هر کدام از ما در تغییر وضع موجود، چه نقشی خواهیم داشت. کوتاه کنم، با اینکه هم شما (که در دیدگاهها در باره کوشش برای نجات تالاب بسیار فعال بوده اید) و هم آقای پورهادی (که از ابتدا بی دریغانه همیاری فرمود) را بسیار دوست دارم. اما این شیوه ی هوچیگیری را که شاهد بودم، هرگز نسپندیدم. انتظار بیشتری از شما دو عزیز می رفت که چنان نکردید. بهرحال در این میدان بر کسی دیکته نمی توان کرد. تداوم هر کوششی این چالشها را با خود داشته و خواهد داشت. با سپاس مجدد از مهر شما

مهرداد آبکناری

کاس آقای گرامی، درود بر شما گویا حکایت ما هم به حکایت برخی ها برمی گردد که کرده خود را فراموش می کنند و انگشتشان را بطرف همیشه بسوی دیگران دراز می کنند. پیشنهادم به شما این است که برخوردهای خود را نسبت به خانم قربان نژاد مرور بفرمائید و ببینید که با چه گفتمان زننده با ایشان برخورد فرموده اید. آنهم در شرایطی که از همیاران ما بودید. حضور کاربران تازه، محصول برخودهای نادرست شما بوده و آنرا بحساب ما ننویسید. شما از یک اقدام همیاران مهر تالاب انزلی ناراضی بودید و با اینکه در کارها و کوششهای اجتماعی باید فرد حقیقی باشید، تا پاسخگوی مشکلات آتی حقوقی باشید، با اینهمه با یک نام مستعار در کوششهای اجتماعی انتظار دارید همه به ساز شما برقصند و اگر چنان نکنند، لابد از خرد جمعی دور شده اند. خرد جمعی یعنی هم اندیشی گروهی و تصمیم اکثریت. گاهی کمیته و نمایندگان این خرد جمعی بنابر تنگ بودن زمان تصمیمی عملی را می گیرند، مخالفان آن تصمیم با احترام به آن تصمیم مخالفت خود را ابراز می دارند. اما شما با هوچیگیری، برخوردهای زننده و تهدید و کناره گیری با آن برخورد کردید. کجای این کارتان هم طراز با خرد جمعی ست؟ با احترام

مهرداد آبکناری

کاس آقای گرامی، با سلام من هم شما را به بحث فرا نخوانده ام. شما نمونه خواستید، من هم نمونه آوردم. اگرنه در اینگونه کوششها صلاح مللک خویش چون خسروان دانید. با آرزوی موفقیت برای شما