نامه ای اینترنتی به مهندس کوروش شاکری عزیز

سلام و درود جناب مهندس شاکری عزیز

نظر دردمندانه ی شما را در سایت وزین آبکناری خواندم ، که به واقع رنجنامه ی همه ی دلسوختگان واقعی آبکنار بود . حال تان را کاملا" درک می کنم . بیانات شما بیان احساسات درونی همه ی کسانی بود که فرزندانی خردسال ، یا پدر و مادر پیری داشتند که در زیر بارش کولاک و برف گیر افتاده بودند . درک حال شما که از فاصله ی فرسنگ ها دور ، در میان سرما و برف به این جا شتافته بودید تا به یاری خانواده ی خود و  هموطنان خود بشتابید ، آسان نیست . درک این حالات برای کسانی که در زیر رقص گرم شعله های آبی بخاری سوزان خود نشسته بودند غیر قابل فهم است . لذا حق دارند همت و مردانگی و غیرت شما را که در زیر کولاک سنگین برف و بوران برای نجات جان هموطنان خود فریاد می زدید را مخرب در جهت تخریب سیمای آبکنار و آبکناری قلمداد فرمایند ! مطمئن باشید که این یادداشت ها هم در لحظات لم دادن در زیر نور شعله های آبی نگاشته شده اند ، یا از اثرات گرمای آن بوده اند . شما اندوهگین مباشید دوست من ، که ما گوش به حرف های بد دیگران نمی دهیم .  شما بزرگواران یعنی جناب شاکری و جناب پیمان و جناب دهباش و جناب جاوید و سایت وزین آبکنار ما ... بیشترین نقش را در یاری رساندن  رسانه ای وضعیت بحرانی آبکنار داشته اید ، نیز دوستان دیگر مثل جناب پیمان عزیز هنرمند فرهیخته و غیور و نیز جناب عبداله پادنگی عزیز و جناب مسعود بلوکی عزیز خادمان بی ادعای همیشه ی آبکنار ، چه در شادی ها و چه در اندوه ها ، در کمک های آذوقه ای نیز ، البته سایت آبکناری دیر رسیده که در آن موقع فعال نبود و بعدا" چند پست برای عقب نماندن از قافله گذاشت . که برف پنج روزه هم به پایان رسید و سایت آبکنارما آف داد و سایت جناب جاوید هم آف داد و گروه 18نفری جوانان غیور هم قبل از پایان بحران ، تن به برف سرد سپردند و جوانان گیر افتاده در برف ماروزه را نجات دادند ، دلسوزان و خادمان بی ادعا آذوقه ی اگرچه اندک به در خانه های مردم رساندند ، و بی هیچ ادعائی به خانه های خود بازگشتند . آنگاه کاربر محترمه ای از زیر شعله ی آبی و گرم بخاری خانگی اش تکانی خورده برای تماشای برف سوار برماشین گرم به آبکنار آمده و در هتل درنا بیتوته نموده تا به قول نیمای بزرگ ببیند « کی مرده ، کی بجاست ...»  . می بیند آبکنار ، همان آبکنار قدیمی ست ! فقط دو متر برف البته نه چندان سرد در آن انباشته شده ، نه برنج مزرعه ای نابود شده ، نه آبکنار را سیل برده ، نه زلزله ای آمده ، نه کسی مرده ... جوانان آبکناری هم که دوستان شان را از محاصره در آورده اند ، صد البته وظیفه شان بوده ، آذوقه دادن به مردم  دیگر چه بازیی ست  ؟ کسانی که در برف و بوران داد و فریاد زده اند ، مایه ننگ آبکنار و آبکناری بوده اند ، در آبکنار که خبری نیست ، تعدادی از خانه ها سقف شان خراب شده که مسئولان وعده وام بلاعوض داده اند . تقصیر همه از مردم آبکنار است که با ندانم کاری هاشان کوچه را تنگ ساخته اند ، تا مسئولان نتوانند به کمک بشتابند ! دیر رسیدن خودشان را با محکوم کردن مردم شریف آبکنار ، جوانان غیور آبکناری ، دلسوزان و خادمان بی ادعای آبکناری و شیرین کاری پیش مسئولین فهیم و خدمتگذار ، جبران نمایند . که دیر زمانی ست این گونه حنا ها پیش هیچ مسئول محترمی رنگ ندارد . آری جناب شاکری ، شما اندوهگین مباشید ، این گونه گزارش نویسی ها ناشی از دیر رسیدن و خصلت تمامی خواهی شان است . سایت آبکناری به آدم بیکاری این چنین که با گزارش نویسی های کاذبانه اش ، آسمان را به ریسمان بدوزد احتیاج دارد . و الاّ چرا باید سایتی با این گزارشات ، حرکت های فردی افراد ی را که مایه سربلندی و افتخار نام آبکنار و آبکناری بود ، زیر سئوال ببرد . بنده حتا در رشت و لاهیجان شنیدم که در تاکسی حتا می گفتند ، مرحبا به آبکناری ها ، کاری کردند که حتا رئیس جمهور برای رسیدگی به وضعیت بحرانی آبکنار ، جلسه  ویژه بگذارد ، کاشکی همه گیلان مثل آبکنار بودند . مسلما" این کار از سایت آبکناری ، و از اثرات گزارشات کاربر محترمه  نبوده ، پس کاربر محترمه اگر زحمات و نام نیک خادمان روستای خودش را به بدی بیان می کند ، و آنها را باعث عدم ترقی آبکنار میداند . جناب مهندس عزیز شما اندوه گین مباشید ، که ما گوش به این گونه اباطیل نمی سپاریم  . امیدوارم شما و دوستان همواره در خدمت به آبکنار و آبکناری موفق باشید .

/ 1 نظر / 29 بازدید
جاوید

سلام آقای برادر قالب جدید مبارکاباشه میبینم بهارشده و غنچه ها درآمده [قلب]