گیله طنز

اولین وبلاگ طنز حرفه ای در زبان گیلکی

نوشته زیر نگاهی ست به مقاله « خط و فاصله » بحث مطرح شده توسط جناب آقای مسعود پور هادی عزیز در سایت « وزین گیلیار » مبنی بر تغییر نوشتار خط گیلکی از الفبای فارسی به لاتین :

بحث مطرح شده بحث مدرنی  ست و طبیعتا" راه حل مدرنی را می طلبد. من هم یکی از تکلم کنندگان و نویسندگان نوشتار گیلکی ام . همه مواردی که مرقوم فرمودید من هم سال هاست که دارم با آنها دست و پنجه نرم می کنم . منهم گاها" وسوسه شده ام که با پذیرفتن خط لاتین خودم را از مخمصه برهانم . اما بنده به عنوان یک گیلانی گیلک زبان به عبارتی به عنوان یک گیلوند ، به چندین دلیل این امر را روا ندانسته و به راه حل های دیگری اندیشیده ام  ، چرا خط لاتین را برای نوشتار زبان گیلکی قبول نکردم ؟ چون دیدم که زبان گیلکی به منزله فرزندی است که در دامان الفبای زبان فارسی زندگی کرده اگر این کودک را از دامان الفبای فارسی بگیریم و در دامان زبان خط لاتین پرورش دهیم روح آن زنده نخواهد ماند . اگر هم نیمه جانی برایش باقی بماند . یقینا" دارای طراوت حیات نخواهد بود و خشک و افسرده خواهد شد . شاید این را به بیماری عادت زدگی بنده حمل کنید بعید هم نیست . اما خط لاتین پیشینه غنی هزار و شاید چندین هزاران ساله ی آن را نابود خواهد کرد . درست است که مکتوبات گیلکی ما کم است اما همه پیشینه ی فرهنگی غنی ما در مکتوبات ما نیست . ما ذخایر بی کرانی از واژه ها داریم که در سینه های زنان و مردان روستائی و شهری نامکتوب مانده است و خیلی  از آنها هنوز برای ما شهری زدگان امروز ناشناخته است . با همه فرهنگنامه ها هنوز بخش کوچکی از آنها را کشف کرده ایم . من بسیاری از واژه ها را هنوز در فرهنگ ها نمی یابم یا در مکتوبات ما اعم از شعر و نثر هنوز نیامده است . من فکر می کنم که پیشینه زبان و واژگان فارسی به من در شناخت پیشنه ی واژگان گیلکی کمک می کند . خیلی از واژگان زبان گیلکی اگرچه در زبان فارسی نیست . اما با دنبال کردن ریشه های آن در زبان فارسی دری و پهلوی به معنای آن می رسیم . مثلا" « قل ناهار » غذائی که قبل از نهار صرف می شود . یا « پامچال » همان گل معروف که در زبان گیلکی اشعار شرفشاه به صورت په بجال و پابجال آمده که همان  پابجاراست  یعنی گلی که در حاشیه بجارها می روئیده که با تطور زبان حرف«ر » به «ل» تبدیل شده مثل خیلی از کلمات ، تا امروز به صورت « پامچال » به دست ما رسیده ! اگر زبان و الفبای فارسی نباشد فرزندان ما در آینده این پیشینه ها را فراموش خواهند کرد! و اما مشکل آوا نگاری زبان گیلکی ، من هم معتقدم که این مشکل هست ، اما با تلاش زبانشناسان و متفکران زبانشناس قوم گیلک با همین الفبای فارسی هم قابل حل است . مثلا" وقتی ما در زبان فارسی می گوئیم سایه ، پایه ، شنبه یا پنبه ... هیچوقت از ته گلو « های » آخر را تلفظ نمی کنیم بلکه تلفظ ما به صورت سای ِ ، پای ِ، شنب ِ ، و پنبِ ...است . اما به صورت فوق در زبان فارسی خیلی راحت جا افتاده ! و مشکلی در تکلم  ما ایجاد ننموده . اما در مورد گلوی مراگرفت ، یا موی تو را  ببند ، به جای گفتن « می گولیء بیگیفت » یا گفتن « تی مؤ  دود » می توانیم گزینه ی « می گولی یا بیگفت » یا تی مویا دوَد »  یا گزینه های ابداعی دیگر بکار ببریم . این مشکل با اختیار کردن خط لاتین حل نمی شود . بعدا" به آن هم خواهیم رسید حال اگر قبول کنیم که واژه های گیلکی رابه خط لاتین بنویسیم . من هفت هشت سال پیش خواستم امتحان کنم ، برای نمونه بعضی از واژگان را به سبک جهانگردان گیلانی به خط لاتین نوشتم ، به گمان اینکه مشکل نوشتار گیلکی با الفبای فارسی را کم کنم. برای مثال واژه ی گیلکی « بالکا»یا زنبیل خرید روزانه را با الفبای لاتین به این صورت نوشتم «balaka»دیدم که هنگام خوانش « بالاکا »و  «بَلاکا » خوانده می شود . برای رفع این معضل به شیوه نوشتار لاتین جهانگردان مراجعه کردم ، دیدم که بالای حرف « a» لاتین یک علامت « ^ » یا علامت هشت قناس هم گذاشته اند! و حرف « a» بعد از حرف « L» را با حرف « e» برگردانده شده نا مأنوسی نوشته اند .مشکلی که در زبان گیلکی با آوردن یک حرف الف با مصوت کوتاه یا با آوردن یک فتحه ی مانوس به راحتی حل می شود مثل بالکاَ یا بالکَ ، اما خنده دارتر از همه شیوه ی نوشتار مجله گیله وا ست که همین بالکَ را به صورت «بالکه » و گذاشتن یک الف بر بالای «ه » آخر انجام می دهد ! دوست عزیز ما آموخته ایم که در زبان لاتین « sh» صدای ش را می دهد . اما اگر بخواهیم بنویسیم « کیش » یا شمشاد خودمان در لاتین باید بنویسیم «Kis »و بعد یک علامت هفت ناجور بر بالای حرف « s» بگذاریم . مشاهده می فرمائید که این موارد و موارد بسیار دیگر آوائی زبان در خط لاتین هم همچنان پابرجاست که بنده می توانم مثالهای زیادی بزنم اما در این مقال مجال آن نیست و اما مشکل زبان گیلکی که ما را مجبور می سازد آن را به  فارسی ترجمه کنیم تنها در شیوه نوشتاری آن نیست . بلکه عمده ی مسئله این است که در گیلان هر محله ای با محله دیگر واژگان زبانش تفاوت دارد . مثلابه کنوس در یک محله ای می گویند « فَتَر » من شنیده ام در محله ای دیگر « کنوس»و در غرب گیلان چیزی و در شرق  گیلان چیز دیگر ! سئوال من این است : آیا همه ی این واژگان متفاوت گیلکی هستند ؟ اگر از یک گیلانی در خارج از استان سئوال کنند که شما به ازگیل گیلانی چه می گوئید کدام اسم را در پاسخ باید بگوید ؟ زبان گیلکی همگن نیست و متاسفانه ما برای حل معضل به جای میخ داریم به نعل می کوبیم ! صدایش را حالا نمی شنویم این آیندگانند که صدای آن را خواهند شنید . ما قبل از اینکه خط لاتین را جهت حل مشکل آوائی زبان اختیار کنیم ، ابتدا باید روشنفکران ما راه حلی پیدا کنند که زبان گیلکی را همگن کنند . برای حل این معضل به نظرم نه زبان شرق گیلان و نه زبان غرب گیلان هیچکدام نمی توانند گیلکی اصل باشند . اگرچه بنده به زبان گیلکی غرب گیلان متعصب باشم ! ما ابتدا باید زبانی را به عنوان معیار انتخاب کنیم که میانگین این دو باشد همان پیشنهادی را که متفکر و محقق گیلانی ما جناب اقای گلستانی عزیز پیشنهاد فرمودند . ما به زبان معیار نیاز داریم و تنها زبانی که در گیلکی می تواند معیار واقع شود زبان مرکز استان است ! اگر زبانی که در مرکز استان است گیلکی اصل نباشد پس هیچ گویشی در شرق و غرب گیلان گیلکی اصل نیست . به همین خاطر من در اشعارم زبان مرکز را اصل قرار می دهم با اینکه در منطقه ما به گنجشک چی چی نی نمی گویند اما من از این واژه در شعر استفاده می کنم . البته اگر زبان مرکز زبان معیار واقع شود . آنوقت من مجازم که در شعر یا داستان ...خودم از واژه های منطقه خودم استفاده کنم . آنوقت توضیح خواهم داد که این واژه در فلان منطقه به این چیز یا آن چیز گفته می شود ، همانطور که عرض کردم مشکل اصلی ما همگن نبودن زبان گیلکی ست ، نه مشکل آوا نویسی که آن هم بعد از همگن شدن زبان گیلکی و اختیار کردن زبان معیار با تلاش بومی روشنفکران گیلک زبان به راحتی قابل حل است . آن زحمتی را که در خط لاتین می خواهد مصروف گردد از تمرین و آموزش و یادگیری ... اگر نیمی از ان در الفبای فارسی خودمان صرف شود مشکل به خوبی حل می گردد . دوست عزیز ، من خاله پیری دارم که در جوانی به شعر گیلکی بسیار علاقمند بوده و هم اکنون بسیاری از شعر های گیلکی کتاب « ایله جاره » جناب بشرا را با همه مشکلات عنوان شده توسط دوستان به راحتی برای شما از بر می خواند ! پدر مسن یکی از دوستانم اکثر شعر های شاعر گرانقدر جناب افراشته را از بر و از روی کتابش به راحتی برای شما می خواند . انگار که این شاعران در نوشتن شعر اصلن مشکل های عنوان شده را نداشته اند! و نیز خودم که به راحتی شعر شما را می توانم بخوانم بجز قسمت هائی که واژه هامان ناهمگن و متفاوت است ! دوست عزیز بنده شعرهای کتاب « آفتابشوران » جناب « علی اکبر مرادیان  گروسی » را به راحتی بدون داشتن ترجمه فارسی توانستم بخوانم ،  دیگران اگر نمی توانند بخوانند به خاطر نداشتن زبان معیار و یا عدم مطالعات گیلکی  آنان است . در خاتمه زبان گیلکی با نوشتار الفبای فارسی ، از ظرفیت هنر خطاطی بسیار بالائی برخوردار است که در آینده می تواند توسط خوشنویسان و خطاطان ماهر گیلانی ، تابلوهای زیبائی بر در و دیوار ها شود  زنده باد زبان شیرین گیلکی با الفبای فارسی . بدرود .

نوشته شده در سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط کاس آقا نظرات () |

Design By : nightSelect.com